از بعد از 3-4 روز بیخبری هرروز به من زنگ میزنه و حالمو میپرسه... فقط روزی یک بار یا اگر خیلی لازم شد2بار....مثلا یعنی میخواد آروم باشم اما نمیدونه به همین روزی یه بار زنگ زدناشم عادت کردم...اوایل شبا زنگ میزد والان ظهرا ساعت2و خورده ای...وقتی میخواسم بیام خونه بعد از13روز قرار گذاشتیم همو دیدیم... رفتیم تو جاده یکم دور زدیم و حرف زدیم و قسمم داد که ازدواج کنه یا نه...منم برا اولین بار تمام تلاشمو کردم که بدون بغض دروغ بگم...بگم که شادم که یکی خیلی راحت عشق منو تصاحب میکنه... که من فقط سرگرمی بودم و اون تموم زندگیت میشه...مادر بچت میشه... به آرزویی که من داشتم یعنی دیدن یه کوچولو که بهت بابا میگه اون میرسه... تمام حرفامو خوردم و با خوشحالی زیاد گفتم خیلی خوشحالم که تو بجای دوست دختر داری زن میگیری.. که سر قولات هستی...منو رسوند ترمینال و زود رفت... مدتهاست هربار ک میبینمش فکر میکنم بار آخره...چون
این بار ک بااصرار من رفت خواستگاری کار داره یکم جدی میشه... این دفعه بار سومه و حتما بعدش میره آزمایش خون... بیشتر از یک ساله ک هرروز ترس از دست دادنشو دارم... اما این بار فکرکنم واقعا از دستش میدم! حسای عجیب وغریبی دارم. هم نگرانم هم حسادت داره منو میخوره هم حسرت...هم شادم ک بجای دختربازی میخواد مرد بشه و مسئولیت زندگی بعهده بگیره....هم میترسم که نکنه بعد ازدواجش بازم هوایی بشه و علاوه بر خودمون یه دختر بیگناهم نابود کنه.... از خودم میترسم که وقتی ازدواج کرد یه وقت باز نرم سراغ یه مرد متاهل... جلوی اون دختره ی کثافت بازم باید نقش بازی کنم ک هنوزم بااونم.... اینکه چطور بعد اینکه به اون محرم شد بهش بگم دیگه سراغی ازمن نگیره و خودم بعد اون چیکار کنم... مثل اون شب کذایی که لب پنجره جونم از دهنم بیرون اومد تا مثلا تموم کردم باهاش...اما این بار فرق میکنه...
کلللللی گشت و برام تخم دومیل پیداکرد اما انگار قرار نیست دیگه همو ببینیم... الان که زنگ زد گفت قراره حبیب نگهش داره یکم بزرگشون کنه بعد خود حبیب به من بده اونارو! یعنی خودش نمیده یعنی...یعنی کمترین دیدار ممکن! یعنی...دل بکن.. بزرگ شو... جون بکن تو دیگه نباید ببینیش... حتی هیچ بهونه ای واسه دیدارمون نباید باشه... تاحالا این همه از هم دور نبودیم این همه کم از هم خبر نداشتیم...اینقد کم تو کار همدیگه دخالت نکردیم! دیگه وقتی میگم بیرونم نمیپرسه کجا؟ وقتی بیرونه نباید بپرسم با کی؟
دیگه خسته شدم...مگه یه رابطه چندبار تموم میشه؟ چندبار باید دل بکنم؟ این بار...با همیشه فرق میکنه!
برچسب: این دفعه فرق داره,دانلود آهنگ این دفعه فرق داره,
نویسنده: نوید فدایی
تاريخ: شنبه
24 مهر
1395 ساعت: 22:53